وظیفه خطیر دفتریار

وظایف و مسئولیت‌های دفتریاران

یکی از مناصب بسیار مهم، خطیر و مورد بحث در حقوق مربوط به دفاتر اسناد رسمی، منصب دفتر یاری است. برخلاف سران دفاتر اسناد رسمی که به موجب ماده 3 آئین‌نامه قانون دفاتر اسناد رسمی (اصلاحی 27/11/1360) به طور سراسری وعمومی، از طریق آگهی، امتحانات ورودی و اختبار، انتخاب گردیده یا به موجب اختیارات حاصله از ماده 69 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354 توسط سردفتر بازنشسته و از کارافتاده یا ورثه سردفتر متوفی یا متوفاه معرفی و توسط کمیسیون منتخب از آنان اختبار به عمل آمده و پس از اخذ نظر مشورتی کانون سردفتران و دفتریاران، دادستان محل یا دادگاه بخش (حسب مورد) توسط سازمان ثبت اسناد و املاک کشور پیشنهاد و با ابلاغ ریاست قوه قضائیه به این سمت منصوب خواهند شد. دفتریاران، مطابق قسمت اخیر ماده 3 قانون دفاتر اسناد رسمی 1354، بنا به پیشنهاد سردفتر و به موجب ابلاغ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به این سمت منصوب خواهند شد.

از سال 1354 به بعد، دفترخانه اسناد رسمی توسط یک سردفتر (که مسئول اصلی دفترخانه می‌باشد) اداره می‌گردد و غیر از نامبرده، سازمان اداری دفترخانه مرکب از یک دفتریار اول (که معاون سردفتر و نماینده سازمان ثبت اسناد واملاک می‌باشد) و عنداللزوم یک دفتریار دوم (که در غیاب دفتریار اول، به عنوان جانشین قانونی دفتریار انجام وظیفه خواهد نمود و در سایر موارد به عنوان کارمند دفترخانه محسوب می‌گردد) و تعدادی کارمند (سندنویس، ثبات واپراتور کامپیوتر و کارمند خدماتی) خواهد بود.



تاریخچه شکل‌گیری دفاتر اسناد رسمی :
نطفه اولیه و ابتدایی شکل‌گیری مرکزیتی جهت ثبت رسمی اسناد مراجعان، به قانون ثبت اسناد مصوب سال 1290 شمسی بازمی‌گردد. باید یادآوری نمود که در آن دوران، شکل اولیه دفاتر اسناد رسمی به هیچ عنوان جنبه استقلالی نداشته است. مطابق قانون یاد شده، به منظور رسمیت دادن به اسناد قاطبه مردم، دوایر ثبت اسناد به عنوان نهادی دولتی، از دو قسمت 1 ـ مباشرین ثبت اسناد 2ـ دفتر راکد تشکیل می‌گردید. مباشرین ثبت اسناد (اسلاف دولتی سران دفاتر امروزی)، در حقیقت جزو کارمندان اداره ثبت اسناد واملاک محسوب می‌گردیدند که وظایف آنان در ماده 47 قانون مرقوم،اینچنین تبیین شده بود:



الف: ثبت اسنادی که نزد آنان می‌آورند.

ب: دادن صورت از ثبت دفاتر اسناد و سواد از اسناد ثبت شده.

ج: انجام تصدیقات (مبنای امروزین گواهی امضا).

د: پذیرش و حفظ اسنادی که در نزد مباشرین ثبت امانت می‌گذارند.

چون مراکز تنظیم اسناد رسمی در ادارات ثبت مستقر بودند و به علت اینکه مباشرین ثبت، جزو ارکان اداره ثبت اسناد و املاک یا به نوعی کارمند و نماینده دولت محسوب می‌شدند، لذا در آن زمان نیازی به وجود نماینده یا دفتریار احساس نمی‌شد.

در سال 1302 قانون ثبت اسناد و املاک جدیدی به تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی رسید که مطابق ماده 5 قانون یاد شده، هر دایره ثبت اسناد، از دو قسمت زیر تشکیل می‌شد.



1ـ شعبه ثبت: به ریاست یک نفر رئیس شعبه و توسط چندین مأمور متخصص (بنام مباشرین ثبت) اداره می‌شد.


2ـ شعبه ضبط: که دارای دفتر ثبت خلاصه سوادها و دفتر ثبت عایدات بود و توسط سایر کارمندان (اجزاء) اداره ثبت تصدی می‌شد.



قانون یاد شده، در شرح وظائف مباشرین ثبت (آنچه که در ماده 47 قانون سابق مندرج شده بود) تغییراتی را پدیدار ساخت که از عمده‌ترین تغییرات آن می‌توان به لغو ضمنی دادن صورت ثبت دفاتر توسط مباشرین ثبت به متقاضیان اشاره داشت. لیکن علیرغم چنین حذفی، در عمل مباشرین ثبت در آن روزگاران صورت ثبت سند را به متقاضیان، ارائه می‌نمودند.



تصویب اولین قانون مربوط به تشکیل مستقل دفترخانه‌های اسناد رسمی، به سال 1307 باز می‌گردد. مطابق ماده 1 قانون تشکیل دفاتر اسناد رسمی مصوب 13/11/1307 کمیسیون عدلیه مجلس شورای ملی، در نقاطی که وزارت عدلیه مقتضی بداند برای ترتیب اسناد رسمی، به عده کافی دفاتر اسناد رسمی معین خواهد نمود. با بررسی سایر مواد دیگر قانون مرقوم، متوجه می‌شویم که با وضع قانون یاد شده، ثبت اسناد رسمی به آرامی از سیطره دولتی (به علت کارمند دولت بودن مباشر ثبت) خارج گردیده و به نهاد خصوصی (دفاتر اسناد رسمی) واگذار می‌گردد. و براساس همین طرز تفکر است (برداشتن بار تنظیم سند از روی دوش دولت) است که دفاتر اسناد رسمی شکل می‌گیرد، علیرغم اینکه صلاحیت دفاتر در آن زمان محلی بوده است. به عبارت دیگر اولین اقدام مربوط به خصوصی‌سازی تنظیم اسناد مراجعان، به قانون دفاتر اسناد رسمی سال 1307 باز می‌گردد. علاوه بر آنکه اسناد در اداره ثبت رسمیت می‌یافت، دفاتر اسناد رسمی نیز مبادرت به رسمیت دادن اسناد عادی مردم می‌نمودند.



در آن زمان، هر دفتر اسناد رسمی مرکب از یک نفر صاحب دفتر و لااقل یک نفر نماینده اداره ثبت اسناد بوده است. با تصویب قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 20/1/1308، قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1307 عملاً منسوخ می‌گردد.
نحوه نگارش قانون مرقوم (قانون ثبت اسناد واملاک 1308) این مسأله را به ذهن تداعی می‌نماید که قانونگذار وقت، به نوعی قانون ثبت اسناد مصوب 1302 شمسی را با قانون تشکیل دفاتر اسناد رسمی مصوب 1307 تلفیق نموده و حوزه صلاحیت محلی دفاتر اسناد رسمی را از حالت محدود به حالت نامحدود تبدیل نموده است. مضافاً مطابق ماده 203 قانون جدیدالتصویب، وظیفه نمایندگان اداره ثبت در دفاتر اسناد رسمی (اسلاف دفتریاران) در مورد معاملات راجع به عین یا منافع املاک ثبت شده، اخذ حق‌الثبت سند نقل و انتقال املاک و الصاق نمودن تمبر معادل آن به سند انتقالی و ابطال تمبر مربوطه و ارسال سند به اداره ثبت محل وقوع ملک بوده است تا اجزاء ثبت (کارمندان مستقر در اداره ثبت محل وقوع ملک) واقعه یا عمل حقوقی انجام یافته را در دفتر املاک موجود در اداره ثبت درج نمایند. [2]
در سال 1310، قانون ثبت اسناد و املاک کنونی به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و جانشین قانون سال 1308 می‌گردد و این در حالی است که عملاً دفاتر اسناد رسمی از سال 1307 به صورت موردی و محلی از اداره ثبت منتزع شده و به صورت نهاد خصوصی در کنار اداره ثبت مبادرت و به موازات آن به ثبت اسناد مراجعان می‌نمودند. به عبارت دیگر عمل ثبت اسناد تا قبل از تصویب قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310، هم به وسیله اداره ثبت (توسط مباشرین دفتر ثبت) و هم به وسیله دفاتر اسناد رسمی (که توسط ماده 1 قانون سال 1307 بنا به صلاحدید وزیر عدلیه، آنهم به صورت موردی و با صلاحیت محلی تشکیل گردیده بودند) صورت می‌گیرد. (برداشت مفهومی از ماده 11 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1307). [3]
قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310، کماکان به ثبت توامان اسناد رسمی توسط مباشرین ثبت (که به موجب ماده 49 قانون مرقوم به مسئولین دفاتر تغییر نام یافته‌اند) و دفاتر اسناد رسمی اعتقاد دارد. [4]ماده 49 قانون جدیدالتصویب که در حقیقت برداشتی از ماده 47 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1290 و ماده 142 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1308 بود، همان وظایف و اختیارات مباشرین ثبت را به مسئولین دفاتر هم تعمیم می‌دهد. (باید توجه نمود که معنای مسئولین دفاتر، مندرج در ماده 49 قانون ثبت اسناد واملاک سال 1310، بدواً بر مباشرین ثبت صادق بوده و همچنین بعدها قابل تعمیم به صاحبان دفاتر اسناد رسمی بوده است) زیرا همان قانونگذار در مواد 81 و 91 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310، به شرح عملکرد دفاتر اسناد رسمی پرداخته و با لحاظ نمودن ماده 91 قانون مرقوم متوجه می‌شویم که عملکرد صاحبان دفاتر اسناد رسمی و مباشرین ثبت (که اینک به مسئولان دفاتر تغییرنام داده‌اند) واحد بوده است، لذا به لحاظ وحدت عملکرد صاحبان دفاتر و مباشرین ثبت در تنظیم اسناد مراجعان، نام مسئولین دفاتر را که اصولاً برای مباشرین ثبت انتخاب نموده، و همین معنا را به صاحبان دفاتر اسناد رسمی نیز قابل تسری می‌داند. حتی این نقطه نظر بعدها در ماده 29 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354 نیز قابل تعمیم تجلی می‌یابد. [5]
صاحبان دفاتر اسناد رسمی در کنار مباشرین اداره ثبت، یکی به عنوان نهاد خصوصی و دیگری به عنوان‌های دولتی توأمان مبادرت به رسمیت دادن اسناد مراجعان به ویژه در خصوص نقل و انتقال عرصه و اعیان و منافع غیرمنقول می‌نمایند.



تفاوت بین عملکرد این دو نهاد، در این است که نمایندگان ثبت فقط در دفاتر اسناد رسمی مستقر بودند و اصول اسناد تنظیمی را به ضمیمه حق‌الثبت مأخوذه به اداره ثبت ارسال می‌نمودند تا این موضوع توسط اجزاء اداره ثبت در دفتر املاک درج گردد. حال آنکه مباشرین ثبت (مسئولان دفاتر) که کارمندان موظف اداره ثبت بوده و در آن اداره مستقر بوده‌اند، قاعدتاً نیازی به حضور نماینده (که وظیفه‌اش کنترل اسناد ثبت شده در مکان دیگر است) نداشتند.
به تبعیت از قانون دفاتر اسناد رسمی سال 1307، قانون جدیدالتصویب (قانون ثبت اسناد و املاک 1310) در ماده 84 خود، علاوه بر صاحبان دفاتر اسناد رسمی که دارای دفتر ثبت اسناد رسمی بودند، حضور شخص دیگری بنام نماینده اداره ثبت را در دفاتر اسناد رسمی به رسمیت شناخته بود که وی نیز می‌بایست همانند صاحب دفتر، دارای دفتری باشد که عین سند ثبت شده در دفتر صاحب دفتر را در دفتر خود درج نماید. استثنایی که در این زمینه وجود داشت، ماده 85 قانون مرقوم بود و آن حالتی بود که هرگاه صاحب دفترخانه اسناد رسمی، مجتهد جامع‌الشرایط باشد، در آن صورت نیازی به حضور نماینده اداره ثبت در دفترخانه وی و مآلا نیازی به وجود دفتر نماینده ثبت در آن دفترخانه نبوده است (با اجازه عدلیه) بلکه دفتری واحد جهت ثبت اسناد در دفترخانه مجتهد جامع‌الشرایط قرار داشته و همچنین دفتری در اداره ثبت محل وجود داشت، تا سندی که مطابق مقررات از دفتر مجتهد جامع‌الشرایط صادر شده و انتساب امضاء مجتهد جامع‌الشرایط از نظر اداره ثبت مسلم باشد، به وسیله اجزاء ثبت در دفتر موجود در اداره ثبت نیز درج گردد. تفاوت دیگری که بین دو قانون یاد شده (قانون ثبت اسناد رسمی 1308 و 1310) وجود داشت، بحث اختیاری بودن ثبت املاک و مالاً نقل و انتقال آن به موجب سند عادی یا رسمی در قانون مقدم و اجباری شدن آن در قانون موخر است. (توجه به مواد 46 و 47 قانون ثبت اسناد و املاک 1310 در این زمینه حائز اهمیت فراوان است)



تا سال وضع قانون موخر، به لحاظ وضعیت نامساعد اقتصادی ـ اجتماعی جامعه ایران، هنوز در همه نقاط این مملکت دفاتر اسناد رسمی و اداره ثبت تشکیل نشده یا اگر هم تشکیل شده بود، ادارات و دفاتر تشکیل شده دارای شرایط کیفی و مطلوب نبوده‌اند. به همین جهت قانونگذار در دو مورد (1ـ ثبت اسناد کلیه عقود و معاملات راجع به عین یا منافع اموال غیرمنقول که در دفتر املاک ثبت نشده. 2ـ صلح‌نامه، هبه‌نامه و شرکت‌نامه) اجباری بودن ثبت اینگونه اسناد را به صلاحدید وزارت عدلیه واگذار و محول نموده بود.



تا سال 1316 وضعیت دوگانه تنظیم سند، از لحاظ مرجع ثبت اسناد راجع به اموال غیرمنقول همچنان ادامه داشت (البته باید در نظر داشت که با نزدیک شدن به سال 1316 شاهد اقبال عمومی و استقبال مقامات دولتی به منظور انتزاع و انتقال اختیارات راجع به تنظیم سند از سوی اداره ثبت به سمت دفاتر اسناد رسمی می‌باشیم).

با وضع قانون دفاتر اسناد رسمی در مورخه 15/3/1316، کلاً وظیفه تنظیم سند از اداره ثبت منتزع و این وظیفه به عهده دفاتر اسناد رسمی محول می‌گردد و به موجب این قانون و برای اولین بار اصطلاح سردفتر (به جای صاحب دفتر یا مسئول دفتر ) باب می‌شود. قانونگذار در قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316، علاوه بر پیش‌بینی فردی بنام نماینده اداره ثبت در دفاتر اسناد رسمی، همچنین به منظور معاضدت سردفتر حضور فرد دیگری را نیز مفروض می‌داند که صرفاً عنوان معاون سردفتر را داشته و دفتریار نامیده می‌شود.

پس عملاً از سال 1316 به بعد، دفاتر اسناد رسمی (حسب مورد و با در نظر گرفتن درجات آنها) متشکل از یک نفر سردفتر، یک یا دو نفر دفتریار و یک نفر نماینده اداره ثبت و تعدادی کارمند بوده است. مطابق قانون کنونی ثبت، (قانون ثبت اسناد و املاک مصوب سال 1310) از سال 1310 تا سال 1316، در صورتی که سردفتر اسناد رسمی، ضمناً مجتهد جامع‌الشرایط نیز بود، بدون حضور نماینده اداره ثبت و به تنهایی دفتر خود را اداره می‌نمود (صرفاً نامبرده دارای تعدادی کارمند دفترخانه بوده است) به عبارت دیگر دفتر وی در زمان حاکمیت قانون یاد شده فاقد نماینده اداره ثبت بوده است. لیکن از این تاریخ به بعد، (ازسال 1316، یعنی سال انتزاع تنظیم سند رسمی از اداره ثبت و عدم وجود دفتر ثبت معاملات غیرمنقول در اداره مذکور) دفترخانه وی، علیرغم عدم وجود نماینده اداره ثبت، می‌بایست دارای دفتریار بوده و وظیفه نماینده اداره ثبت نیز مطابق ماده 24 نظامنامه آتی‌الذکر بر عهده دفتریار بوده است (یک دفتر جاری در اختیار سردفتر و دفتر نماینده اداره ثبت در اختیار دفتریار) و این یکی از تفاوت‌هایی است که بین قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 از یک طرف و قانون دفاتر اسناد رسمی 1316 از طرف دیگر وجود داشته است.

در سال 1316 و در اجرای مواد 9 و 10 و 15، 20، 21، 22، 24، 36، 53، 57 قانون دفاتر اسناد رسمی 1316، نظامنامه قانون دفاتر اسناد رسمی در 85 ماده به تصویب وزارت عدلیه رسیده که در آن کاملاً به مسأله تفکیک عملکرد دفتریار و نماینده اداره ثبت اشاره شده است. (ماده 24 و 25 نظامنامه مزبور)[6]

براساس ماده 47 قانون دفاتر اسناد رسمی 1316، در سال 1317 آئین‌نامه دفاتر اسناد رسمی در 64 ماده به تصویب می‌رسد. ماده 19 آئین‌نامه مرقوم کماکان بر ضرورت وجودی دو دفتر ثبت اسناد در دفترخانه (دفتر سردفتر و دفتر نماینده ثبت) تأکید نموده بود. به همین دلیل، بر طبق ماده 24 نظامنامه مزبور، در صورت عدم وجود نماینده اداره ثبت در دفترخانه، دفتریار وظیفه نماینده اداره ثبت را نیز عهده‌دار بوده است. دفتریار مذکور (صرفاً و فقط علاوه بر معاونت در این حالت) تنها معاون سردفتر محسوب نمی‌گردید، بلکه نامبرده هم معاون سردفتر و هم جانشین نماینده اداره ثبت بوده و مآلاً عهده‌دار وظائف وی نیز می‌گردید. نمودار زیر وضعیت دفترخانه را در این حالات به تفکیک نشان می‌دهد.



نمودار وضعیت دفترخانه از سال 1310 تا 1316:



سردفتر غیر مجتهد



دفتریار و جانشین نماینده اداره ثبت (در صورت غیبت نماینده)
سردفتر غیرمجتهد


دفتریار و نیز دارای نماینده ثبت در دفترخانه


دفترخانه دارای دو دفتر ثبت بوده است

سردفتر مجتهد جامع‌الشرایط


فقط دارای دفتریار است.

دفترخانه دارای یک دفتر ثبت اسناد است.

وضعیت دفاتر اسناد رسمی تا سال 1354 به همین منوال ادامه داشت، تا اینکه در مورخه 25/4/1354، با وضع قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران،دفتریار دفترخانه علاوه بر سمت معاونت سردفتر، نمایندگی اداره ثبت را نیز قانوناً عهده‌دار می‌گردد. به عبارت دیگر از این تاریخ به بعد، به حکم قانون، سمت نمایندگی اداره ثبت و معاونت سردفتر بر روی هم منطبق گردیده و شخص واحدی بنام دفتریار عهده‌دار هر دو وظایف یاد شده می‌شود. بنابراین از این تاریخ به بعد دیگر شاهد حضور شخص ثالثی بنام نماینده اداره ثبت در دفترخانه نمی‌باشیم. مضافاً کلیه اسناد به جای اینکه در دو دفتر ثبت شود فقط در یک دفتر بنام دفتر سردفتر (یا دفتر جاری یا دفتر دفترخانه) ثبت می‌گردد و وجود دفتر ثانی ثبت سند (دفتر جاری نماینده ثبت) نیز به صراحت ماده 18 قانون مرقوم ملغی می‌گردد.



ضمناً به مودّای ماده 29 قانون جدیدالتصویب، مواد 49 تا 69 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310در خصوص مسئولان دفاتر (همانطور که قبلاً بیان شد و قابل اطلاق توامان به مباشرین ثبت و صاحبان دفاتر بود) نسبت به سردفتران و دفتریاران نیز جاری گردید.



در مورخه 17/10/54، آئین‌نامه قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354 در 32 ماده به تصویب وزارت دادگستری رسید. قابل ذکر اینکه تعدادی از مواد آئین‌نامه یاد شده در مورخه 27/11/60 و همچنین تعداد قلیلی از آن در مورخه 6/5/61 توسط شورای عالی قضایی (جانشین قانونی وزیر دادگستری براساس قانون تفویض اختیارات وزیردادگستری به آن شورا) مورد بازنگری قرار گرفت.



نتیجه‌گیری تاریخی



از بررسی کلیه قوانین و مقررات وضع شده اعم از قانون، آئین‌نامه، نظام‌نامه در خصوص حقوق ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی از 1290 شمسی تاکنون، نتایج تاریخی بسیار جالبی به دست می‌آید.



1ـ از سال 1290 تا سال 1307 (حدوداً 17 سال) عملیات رسمیت دادن به اسناد عادی مراجعان، تنها به وسیله دوائر ثبت و آن هم صرفاً توسط مباشرین ثبت صورت می‌گرفت. از سال 1307 تا سال 1316 (قریب 9 سال) عملیات ثبت اسناد رسمی متعاملین به ویژه اسناد راجع به معاملات اموال غیرمنقول، به صورت تلفیقی هم توسط اداره ثبت و هم به وسیله دفاتر اسناد رسمی صورت می‌گرفت. به لحاظ عدم تقویت دفاتر اسناد رسمی در سال 1307 غلبه با تنظیم اسناد به وسیله دوائر ثبت بوده و بالعکس در اوائل سال 1316، شاهد اقبال عمومی و گرایش به سمت تنظیم اسناد رسمی به وسیله دفاتر اسناد رسمی می‌باشیم و از سال 1316 به بعد، صرفاً شاهد تنظیم اسناد رسمی متعاملین به وسیله دفاتر اسناد رسمی و انتزاع آن از ادارات ثبت می‌باشیم.



نمودار زیر بیان‌کننده سیر تاریخی مرجع ثبت رسمی اسناد مراجعان می‌باشد.







تاکنون 1316 1307 1290







فقط توسط دفاتر اسناد رسمی هم توسط دوایر ثبت و هم دفاتر اسناد رسمی فقط توسط دوایر ثبت











2 ـ چون از سال 1290 تا سال 1307 (حدود 17 سال) دوائر ثبت به تنهایی مبادرت به تنظیم اسناد متعاملین می‌نمودند، لذا اصطلاحاتی نظیر نماینده اداره ثبت در این دوره معنا و مفهومی نداشته و با تشکیل اولین دفاتر اسناد رسمی به موجب قانون سال 1307، ضرورت حضور نماینده اداره ثبت در دفاتر اسناد رسمی قابل توجیه می‌باشد. زیرا این زمان، لحظه‌ای است که نهادی خصوصی (دفاتر اسناد رسمی) در کنار یک نهاد دولتی (اداره ثبت) مبادرت به تنظیم اسناد مراجعان می‌نماید. به همین جهت ضرورت حضور نماینده و نظارت بر جریان کار ثبت اسناد از جانب دولت در دفاتر اسناد رسمی انکارناپذیر است.



از سال 1307 تا سال 1316 (قریب 9 سال) دفترخانه صرفاً با حضور صاحب دفتر و نماینده اداره ثبت و تعدادی کارمند دفتری اداره می‌گردد. هر یک از نامبردگان (صاحبان دفاتر و نماینده اداره ثبت) دارای دفاتر مخصوصی جهت ثبت اسناد و آنهم به طور جداگانه می‌باشند و سند ابتدا در دفتر صاحب دفتر ثبت و آنگاه در دفتر نماینده وارد می‌گردد.



از سال 1316 به بعد علاوه بر سردفتر و نماینده اداره ثبت، به اعضای دفترخانه شخص جدیدی به نام دفتریار اضافه می‌شود که صرفاً عنوان معاونت سردفتر را دارا بود. به عبارت دیگر نقش فرد جدید، کمک و مساعدت به شخص سردفتر بوده و بدواً عملکرد نامبرده هیچ ارتباطی با اقدام نماینده ثبت نداشته است و فقط در صورت عدم وجود نماینده ثبت، مطابق ماده 24 نظامنامه قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316، نامبرده وظیفه نماینده ثبت را نیز انجام می‌داد. [7]



این رویه از سال 1316 تا سال 1354 (قریب 40 سال) به همین منوال ادامه داشت. از سال 1354 به بعد (با وضع قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران) نمایندگی اداره ثبت (یا سازمان ثبت در دفترخانه) به موجب قانون به دفتریار محول و از این تاریخ به بعد دفتریار دارای نقش دوگانه (معاون سردفتر ـ نماینده سازمان ثبت) گردید و به این وسیله با حذف شخص معینی به نام نماینده اداره ثبت، به سمت خصوصی‌سازی کامل تنظیم سند پیش رفته و این حرکت تاکنون نیز ادامه دارد.



بیان تاریخچه یاد شده از آن جهت ضروری است که بدون توجه به سیر تحولات و تطورات دفاتر اسناد رسمی از سال 1307 تاکنون، به هیچ وجه نمی‌توان وظائف و مسئولیت‌های نمایندگان اداره ثبت و به ویژه دفتریاران را مورد بازشناسی قرارداد و شاید به لحاظ غفلت از تاریخچه مذکور، وظائف و مسئولیت‌های دفتریاران در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته که تبیین این موضوع، اصلی‌ترین علت و انگیزه نگارنده می‌باشد.







تبیین وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های دفتریاران



قسمت اول ـ مقدمه و بررسی اصطلاحات



قبل از بیان تعریف و محدوده وظایف و مسئولیت‌های دفتریاران، چون به موجب قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316 سمت معاونت سردفتر (دفتریار) و سمت نمایندگی اداره ثبت مجزا بوده و در شخص واحدی حلول ننموده بود و بعدها به موجب قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354، دفتریار هم سمت معاون سردفتر را دارا بوده و هم به عنوان نماینده سازمان ثبت اسناد و املاک در دفترخانه عمل می‌نماید، بنابراین ضروری است بدواً اصطلاحاتی نظیر معاونت و نمایندگی تعریف و محدوده عملکرد هر یک از تعاریف یاد شده معلوم گردد تا آنگاه بتوان با دقت بیشتری مفاهیم وظایف و مسئولیتهای دفتریاران را مورد کنکاش قرار داد.



تعریف معاون:



در فرهنگ لغت معین، در ذیل کلمه معاون آمده است:



معاون: 1) یاری‌کننده، کمک‌کننده 2) کسی که مقامش در وزارت خانه یا اداره بلافاصله پس از وزیر یا رئیس است و جانشین وزیر یا رئیس محسوب می‌گردد. [8]



همچنین در ذیل کلمه معاونت نیز همین معنا را می‌توان از فرهنگ لغت مزبور استنباط نمود. در آنجا که می‌خوانیم:



معاونت: 1) یاری کردن و کمک کردن. 2) یاری و کمک. 3) مقام شخصی که در وزارت خانه یا اداره بلافاصله پس از وزیر یا رئیس است. [9]



در فرهنگ انگلیسی به فارسی آریان‌پور، ذیل کلمه assistant این کلمات و جمله‌ها درج گردیده است.



Assistant: (صفت ـ اسم) ـ 1ـ معاون، دستیار، یاور، کمک، آسیستان. 2) هرچیز کمک کننده [10]



همچنین در فرهنگ لاروس (فرانسه به انگلیسی) نیز ذیل کلمات Adjoint و Assistant و Assistante می‌توان معنای یکسان انگلیسی Assistant را ملاحظه نمود. [11]



در ترمینولوژی حقوقی دکتر لنگرودی ذیل کلمه معاون می‌خوانیم:



Adjoint: (معاون) ـ در لغت به معنای کمک و یاور است و در اصطلاح اداری عضو مقدم پس از رئیس اداره را گویند که او را یاری می‌دهد و عندالاقتضاء نیابت او را دارد ضمناً در اصطلاحات ذیل بکار رفته است:



1ـ معاون اول (دادرسی): معاون دادستان (دادیار) که در غیاب دادستان کارهای او را انجام می‌دهد. دادیاری که این سمت را نداشته باشد معاون دوم نامیده می‌شود.



2 ـ معاون ثابت (حقوق اداری): معاون وزارتخانه که به موجب ماده یکم قانون مربوط به تعیین معاونین ثابت وزارتخانه‌ها مصوب 5/12/1336 منصوب می‌شود و فلسفه آن ایجاد ثبات در امور اداری و بهبود سازمان اداری و سنجش بهتر تشکیلات اداری است. [12]



همچنین آقای دکتر کریم سنجابی در کتاب «حقوق اداری ایران» در مبحث کفالت، عنوان می‌دارند: کفالت ترتیبی است که به موجب آن در غیاب متصدی مقامی، مأمور دیگری که قانوناً حق دارد قائم‌مقام او شود، اعمال حقوقی مربوط به او را انجام می‌دهد و به جای او اسناد و مکاتبات اداری را امضاء می‌کند. اصولاً در همه احوال چنانچه متصدی مقامی، به علت مرض یا مسافرت قادر به انجام دادن وظایف خود نباشد، معاون او صلاحیت دارد که به جای او تمام اعمال حقوقی را انجام دهد.[13]



مضافاً آقای دکتر منوچهر طباطبایی موتمنی در کتاب حقوق اداری خود کاملاً به تفکیک بین مسأله معاونت و کفالت اشاره داشته و عنوان می‌دارند:



گاهی اتفاق می‌افتد به عللی مانند بیماری و مسافرت و امثال آنها مستخدم دولت قادر نیست وظیفه اداری خود را شخصاً انجام دهد و یا آنکه به علت کثرت اشتغالات و ضیق وقت انجام تمام امور برای وی مقدور نیست و چون مطابق اصل مداومت امور عمومی، تعطیلی اداره امور ممکن نیست و کار عمومی بدون وقفه باید انجام گیرد قانونگذار انتقال صلاحیت و اختیارات را در موارد ذیل جائز دانسته است.



1ـ کفالت ـ کفالت ترتیبی است که به موجب آن در غیاب متصدی، شخص دیگری به طور موقت انجام امور مربوط به آن را به عهده گیرد. بدون متصدی ماندن شغل و مقام اداری ممکن است ناشی از فوت و یا بیماری و یا مسافرت آن و یا به علت عدم تعیین متصدی و مسئول باشد.



در اصطلاح اداری، کارمندی که به طور موقت قائم‌مقام شغل بالاتری می‌گردد، کفیل نامیده می‌شود. در غیاب متصدی هر مقامی، معاون او به خودی خود کفیل این مقام است. [14]


بنابراین همانگونه که مشاهده می‌شود، معنای دقیق معاون در کلیه فرهنگ‌های موجود و ادبیات حقوق اداری، عبارت از کسی است که بلافاصله پس از شخص مسئول، دارای مقام می‌باشد و در صورت غیبت، مسافرت و بیماری شخص مسئول، معاون وی، به خودی جانشین نامبرده خواهد شد و ضمناً شخص مسئول، می‌تواند در صورت حضور خود، پاره‌ای از اختیارات خود را به منظور تسهیل در انجام امور، بوی تفویض نماید. به عبارت دیگر مطابق تعاریف یاد شده، معاون شخصی است که در غیاب رئیس، قانوناً عهده‌دار وظائف وی بوده و در حضور وی نیز موظف است اموری را که از جانب رئیس به وی محول می‌گردد از باب یاری و مساعدت به رئیس انجام دهد. بدیهی است در حالت اول (در غیاب رئیس و بدون اذن وی) مسئولیت معاون شخصی است و در حالت دوم مسئولیت معاون و رئیس، تضامنی خواهد بود. به دیگر سخن هر گاه رئیس اداره یا نهادی، در صورتی که شخصاً در محل کار خود حضور داشته و اموری را به معاون خود ارجاع نماید و معاون فوق‌الذکر امور یاد شده را انجام دهد در این صورت هرگونه اشکالی در این ارتباط، باعث مسئولیت تضامنی رئیس (به عنوان ارجاع کننده امور) و معاون (به عنوان انجام دهنده امور) خواهد شد. همین وضعیت در صورت عدم حضور رئیس نیز قابل تصور است. به عنوان مثال هر گاه رئیس برای انجام امری دو روز در اداره خود حاضر نباشد و طی دستوری به معاون خود شرح موارد انجام وظیفه در غیاب رئیس را معین نماید، هرگونه اقدامی که معاون در حدود دستور انجام دهد باعث مسئولیت تضامنی (رئیس و معاون توامان) خواهد بود و هر گونه اقدامی خارج از دستور، باعث مسئولیت فردی و شخصی معاون خواهد بود.


تعریف نماینده:


در فرهنگ لغت معین، ذیل کلمه نماینده آمده است:

«نماینده: 1ـ نشان دادن 2 ـ وکیل، مباشر (از طرف کسی) 3ـ کارگزار 4ـ وکیل مجلس (شوری ـ سنا) 5ـ نشانه، علامت 6ـ در ریاضیات نماینده هر عدد عبارت است از تعداد دفعاتی که آن عدد باید در خود ضرب شود 7 ـ آژان یا مأمور بانک در شهرهای دیگر (فرانسه)

نماینده سیاسی = کسی که از طرف دولت متبوع خود در کشورهای دیگر مأموریت سیاسی دارد و آن شامل سفیران، وزیران مختار و کارگزاران است. [15]

معادل کلمه «نماینده» در زبان انگلیسی و فرانسه دو کلمه «Representaion» و «Agent» می‌باشد در فرهنگ انگلیسی ـ فارسی آریان‌پور، ذیل کلمه Representation آمده است:


Representation: 1 ـ نمایندگی، وکالت 2ـ نمونه، تصویر، عکس، تجسم 3ـ وانمود، اظهار، تظاهر 4ـ هیأت نمایندگی 5 ـ اعتراض و شکایات. [16]

همچنین دکتر آریان‌پور در همان فرهنگ ذیل کلمه «Agent» آورده‌اند:


Agent: 1ـ نماینده، کارگزار، پیشکار، عامل، امین، دستیار، وکیل کنشگر 2ـ کارمند دولت، عنصر سازمان دولتی، آژان 3ـ موجب، باعث [17]



در فرهنگ لغت حقوقی بلاک، ذیل کلمه Agent آمده است:


نماینده:

1ـ شخصی که به وسیله دیگری مجاز به انجام عملی برای وی شده یا مورد اعتماد شخصی قرار گرفته است که با دیگری تجارت نماید. شخصی که به موجب قرارداد یا روابط سازمانی (نمایندگی) برای دیگری عملی را انجام داده یا اموری را نمایندگی نماید.

2ـ نماینده امور بازرگانی که عملکردش در ایجاد، تعدیل، اثر، پذیرش، اجرا و فسخ تعهدات قراردادی بین رئیس با طرف ثالث، به نام رئیس احتساب گردد. کسی که عهده‌دار انجام معاملات، تجارت یا مدیریت پاره‌ای از امور برای دیگری باشد یا با اختیارات حاصله به حساب دیگری و به نفع وی اقدام نماید.

3ـ کسی که به جای دیگری و با اختیارات حاصل از وی انجام وظیفه نماید. جانشین، قائم‌مقام، فرد تعیین شده توسط رئیس با اختیارات انجام اموری که رئیس هم بتواند آن امور را انجام دهد.


4 ـ کسی که نه تنها با اموری نظیر خدمت کردن سر و کار دارد بلکه با اشخاصی مرتبط است که از قدرت تصمیم‌گیری وی به عنوان ابزاری استفاده می‌نمایند تا به صورت متناوب روابط قراردادی بین رئیس و شخص ثالث برقرار نماید. [18]


همچنین در فرهنگ پیشرفته انگلیسی ـ انگلیسی اکسفورد در ذیل کلمه agent می‌خوانیم:

1ـ کسی که عملی را برای دیگری انجام دهد یا اموری را برای دیگری در تجارت، سیاست و غیره مدیریت نماید. مانند نماینده بیمه، نماینده شرکت هوایی، نماینده ادبی، نماینده ما در خاورمیانه و نظایر آن.



2 ـ الف) شخصی که چیزی را انجام دهدیا سبب پیدایش چیزی گردد: نماینده‌ای که خود دارای مسئولیت است.



ب) نیرو یا ماده‌ای که اثری تولید نموده یا ایجاد تغییری بنماید: عامل پاک‌کننده یا عامل اکسید کننده، مخمر عامل عمل‌آوری نان.

3 ـ مأمورمخفی، عامل دشمن، همچنین نگاه کنید به عامل دوگانه، نماینده دولت، نماینده آزاد. [19]


و همچنین آقای دکتر حسینقلی کاتبی در فرهنگ حقوقی فرانسه ـ فارسی خود، ذیل کلمه Agent d’Affaires ، معادل فارسی آن را نماینده، عامل، پیشکار، نماینده رسمی که عملیات و اقدامات لازم را از طرف موکل و به نفع وی انجام می‌دهد، ذکر نموده‌اند.همچنین کلماتی نظیر Agent d’ assurance و
Agent de commerce و Agent de change و Agent diplomatique توسط ایشان به ترتیب نماینده یا عامل بیمه، نماینده تجارتی، نماینده مبادله اوراق بهادار، نماینده سیاسی یا دیپلماتیک معنا گردیده است. [20]

با توجه به متون فوق‌الذکر، معین می‌گردد که معنای کلمه نماینده در زبان فارسی، بر هر دو کلمه Representation و agent منطبق است به ویژه کلمه Agent با ساختار مفهومی نماینده سازگارتر می‌باشد. در این معنا، نماینده در حقیقت، عامل شخص، سازمان یا نهادی معین در نطقه دیگر می‌باشد که می‌بایست مطابق خواست و منویات آن فرد، سازمان یا نهاد اقدام نماید.
همانگونه که می‌دانیم در مباحث حقوق اداری یکی از وظایف وزارتخانه‌ها، مؤسسات و سازمانها و نهادهای دولتی، مبحث نظارت است. بحث نظارت و اعمال آن به ویژه هنگامی که بر عملکرد سایر نهادها و ادارات باشد فقط از باب نمایندگی امکان‌پذیر می‌باشد. آقای دکتر منوچهر طباطبایی موتمنی در کتاب حقوق اداری خود، با استناد به ماده 31 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب 1366، مثال بسیار جالبی از نمایندگی و نظارت را ارائه می‌نمایند. ایشان عنوان می‌دارند: « ذیحسابان وزارت دارایی مستقر در وزارتخانه‌ها، موسسات دولتی و شرکتهای دولتی و سایر سازمانها، شبکه وسیعی از تأسیس حقوقی نمایندگی را تشکیل می‌دهند که به وسیله آنها وزارت دارایی بر دخل و خرج دستگاههای اداری نظارت می‌نماید. به عبارت دیگر ذیحسابان نمایندگان وزارت دارایی در سایر وزارتخانه‌ها، مؤسسات و شرکت‌های دولتی می‌باشند که وظایف مالی خاصی را عهده‌دار می‌باشند» . [21] پس مشاهده می‌نمائیم که نماینده، مأمور نهاد دیگری (معمولاً دولتی) در نهاد دیگر (دولتی یا خصوصی) که نظارت بر حسن عملکرد مقررات قانونی (معمولاً مالی) نهاد محل مأموریت را وجهه همت خود قرار می‌دهد.



تفاوت ساختاری معنای اصطلاحات معاون و نماینده:
نقطه افتراق، تعاریف کلمات «معاون» و «نماینده»در این است که معنای کلمه «معاون» بیشتر بر پایه خصلت درون سازمانی استوار است حال آنکه معنای کلمه نماینده تمایل به خصلت برون سازمانی دارد. بر پایه همین استدلال، معاون شخصی است که از درون همان سازمان، ساختار، نهاد یا اداره انتخاب یا انتصاب می‌گردد که پس از رئیس، عهده‌دار وظائف وی می‌باشد و بیشترین وظائف وی، اموری است که از جانب رئیس به وی ارجاع می‌گردد یا اینکه مطابق قانون عهده‌دار آن وظائف می‌باشد (رابطه طولی بین رئیس و معاون).
حال آنکه نماینده، فردی است که از نهاد دیگری در سازمان، ارگان یا نهاد دیگر مأموریت انجام کار معینی را دارد و خصلت وابستگی بیرونی وی کاملاً مبرهن می‌باشد (رابطه عرضی بین رئیس و نماینده).
برای بررسی تعاریف کلمات «معاون و نماینده» و انطباق آن با مفهوم دفتریار، از تاریخچه حقوق دفاتر اسناد رسمی استمداد جسته و برهه‌ای از تاریخ دفاتر اسناد رسمی را در نظر می‌آوریم که به صورت عملی، دفتریار و نماینده اداره ثبت دو شخص متفاوت بوده‌اند. (سال 1316 تا دهه چهل) در این زمان، دفتریار شخصی است که صرفاً صفت معاونت سردفتر را دارا می‌باشد (رابطه طولی بین سردفتر و دفتریار) و نماینده اداره ثبت هم فردی است که از جانب اداره ثبت (به عنوان یک نهاد دولتی) مأموریت داشته تا در دفترخانه (که نهاد خصوصی محسوب می‌گردد) حضور یافته و بر روند صحت امور مالی دفترخانه نظارت نماید (رابطه عرضی بین سردفتر و نماینده)، پس در این سنوات، دفتریار شخصی درون نهادی (عامل درونی دفترخانه) است، حال آنکه نماینده ثبت، شخص برون نهادی (عامل اداره ثبت در دفترخانه) محسوب می‌گردد.


ماده 24 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب سال 1316 در این زمینه مقرر می‌داشت:

دفتریار کسی است که سمت معاونت دفترخانه را دارا است و برحسب پیشنهاد سردفتر و تصویب وزارت عدلیه انتخاب می‌شود. وظایف دفتریاران به موجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.
همان‌گونه که مشاهده می‌نمائیم بر روابط سردفتر ـ دفتریار تا سال 1354 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316 (به ویژه این ماده قانونی) و مواد نظامنامه دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316 و آئین‌نامه دفاتر اسناد رسمی مصوب 1317 حاکم بوده است. مضافاً همچنانکه در باب معاونت عنوان شد تا زمانی که سردفتر در دفترخانه وجود داشت، دفتریار فقط معاون سردفتر بوده و می‌بایست دستورات وی را اطاعت نماید. لیکن هرگاه سردفتر از حضور در دفترخانه غیبت می‌نمود با توجه به صراحت ماده 25 نظامنامه قانون دفاتر اسناد رسمی 1316، دفتریار (معاون سردفتر) به صورت خودکار و بدون وجود هیچگونه تشریفاتی (نظیر صدور ابلاغ کفالت دفترخانه) وظایف سردفتر را عهده‌دار می‌گردید. بدیهی است در حالتی که دفتریار زیرنظر سردفتر انجام وظیفه می‌نمود مطابق ماده 26 قانون دفاتر اسناد رسمی 1316، سردفتر مسئول اعمال دفتریار خود نیز بود لیکن هرگاه دفتریار در زمان غیبت سردفتر یا مرخصی یا بیماری وی انجام وظیفه می‌نمود با جمع بین ماده 25 و 26 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316 دفتریار در این خصوص مسئولیت شخصی داشت (این در صورتی بود که سردفتر به وی اختیارات خود را تفویض نمی‌نمود).
اگر در آن برهه تاریخی، اشتباهاً دفتریار را علاوه بر معاون سردفتر، عامل اداره ثبت کل (سازمان ثبت اسناد و املاک فعلی) نیز در دفترخانه بدانیم. [22] در آن صورت، در زمان بروز تخلف از جانب دفتریار، علی‌القاعده اداره ثبت می‌بایست همانند سایر کارکنان خود، نامبرده را نیز در محکمه انتظامی اداری کارکنان ثبت مورد تعقیب انتظامی قرار دهد لیکن مرجع انتظامی رسیدگی به تخلفات دفتریاران به موجب ماده 36 قانون یاد شده همان مرجعی بود که به تخلفات سران دفاتر رسمی رسیدگی می‌نمود.
در صورتی که نماینده اداره ثبت (که شخصی غیر از دفتریار محسوب شده و از طریق اداره ثبت کل یا سازمان ثبت اسناد واملاک، به دفترخانه معرفی می‌گردید) در کار خود تخلف می‌نمود، تخلف وی در اداره ثبت (همانند سایر کارمندان اداره ثبت) توسط محکمه رسیدگی به تخل

/ 4 نظر / 138 بازدید
behzad monfared

وبلاگ خوبی داری از این پست هم خیلی خوشم اومد منم مثل خودت یه وقتایی می نویسم خوشحال میشم به منم سر بزنی

محمد

باسلام وتشکرازمطلب کاملتان

محمد

حقوق کارکنان دفترخانه چه جوری سنجیده و داده می شود از بایگان گرفته تا ثبات و غیره

بهرام قاسمعلی

لطفابه وبلاگ بنده سربزنید.بااجازتون میخواستم مطالب دفتریاری رودروبلاگم قراربدم.واقعاعلای بودموفق باشی.دفتریارکاتب